امام
آقا
جمهوری اسلامی ایران
همه ایران
زینبیون
یمن
حشدالشعبی
فاطمیون
---
حزب الله
حسینیون
حماس

ضمانت ماندگاری یک سازمان سیاسی و جنبش مقاومتی، برخورداری از پشتوانه‌ی قدرتمند مردمی است. شهید سید‌حسن نصرالله از روزی که وارد عرصه‌ی مبارزه شد، در تحلیل و برنامه‌ریزی مبارزات سیاسی و نظامی خود، همواره به این عنصر مهم به‌عنوان اصلی‌ترین پایگاه قدرت و اصیل‌ترین عنصر مبارزه توجه بسیار داشت. در این یادداشت، اجمالاً به برخی از ابعاد و جنبه‌های این صفت ممتاز اشاره می‌شود.

مردم به‌عنوان سرمایه‌ی اصلی مقاومت و مبارزه

 اعتقاد به جایگاه مهم مردم و قدرت بی‌نظیر آنان، راهبرد مؤثر و راه‌گشای شهید حسن نصرالله در مبارزه با دشمن صهیونیستی بود. او مردم‌داری را نقطه اصلی سیاست‌های مبارزاتی می‌دانست و مقاومت را قدرتی مردمی و نیروی لایزال اجتماعی معنا می‌کرد و ادامه‌ی مسیر جهاد را در انسجام و اتحاد مردم، صلابت و اعتماد به‌نفس و داشتن روحیه‌ی مردمی می‌دانست. سید‌حسن نصرالله در هر مناسبتی با اشاره به اینکه پیروزی قطعی است و ما بخشی از این خط پیروز هستیم، ضمن تمجید و تقدیر از نقش مردم در دستاوردهای مبارزاتی، بر پیروزی قطعی بر دشمن متجاوز تأکید و آن را نتیجه‌ی حضور بی‌بدیل و تأثیرگذار آحاد مردم در مبارزه‌ی فراگیر با دشمن صهیونیستی تفسیر می‌کرد. یک‌بار او در مراسم بزرگداشت شهیدان راه قدس اظهار داشت:
«مردم در غزه از زیر آوار بیرون می‌آیند و می‌گویند فدای سر مقاومت. در جنگ ۳۳ روزه خانه‌ها نابود می‌شد و مردم بیرون می‌آمدند و می‌گفتند فدای سر مقاومت. [خطاب به دشمن اشغالگر]: آیا در میان مردمی که از همه جای جهان گردشان آورده‌اید کسی هست که بگوید خانه، همسر و فرزندم فدای اسرائیل؟ ما تا این لحظه چنین چیزی نشنیده‌ایم! این چیزی است که دشمن در اختیار ندارد. این‌گونه است که پیروز می‌شویم».

به باور شهید نصرالله، حزب‌الله به لحاظ ایمانی و دینی، یک مقاومت متعهد و برآمده از اهالی کشور و خود ملت است که مردم را برادران و خانواده‌ی خود می‌داند. آنچه روشن است این است که مقاومت ریشه‌دار است و مردمانی دارد با صبر و سرزندگی و درکی استثنایی؛ مردمانی که حاضرند بر خاک بخوابند اما زانو نزنند؛ مردمانی که حاضرند برگ درخت بخورند، اما گدایی نکنند؛ مردمانی که حقیقتاً وفادار و پاکدل‌اند و با تمام وجود در حال مقاومت و ایستادگی‌اند. او با تعابیر مختلف میگفت: «امروز قدرت ما در این نسل‌هاست؛ جوان‌هایی صادق، مخلص، آماده‌ی فداکاری و جان بر کف که به کرامت، شرف و عزتشان ایمان دارند و باور دارند کرامت مردم‌شان و عزت وطن‌شان و ناموس‌شان و زندگی خانواده‌شان ارزش این‌همه فداکاری و ایثارگری را دارد». 
با این اعتقاد بود که آن شهید بزرگوار توانست با خلق پیروزی‌های مختلف در صحنه‌های پُرفراز و نشیب مبارزه، به آحاد مردم عزّت و کرامت بیش از پیش داده و آنان را به حقانیّت و درستی راه و مسیر پیشِ‌رو امیدوار سازد.

صداقت در کلام در مواجهه با مردم
شهید سید حسن نصرالله در رفتار و گفتار با مردم صادق بود، با مردم هرگز گنگ و نامفهوم سخن نمی‌گفت و در بیان نقاط ضعف، قوت و توان در مقابله با دشمن؛ غلو نمی‌کرد. ضعف‌ها را صمیمانه با مردم در میان می‌گذاشت و نقاط قوت و دستاوردها را به مردم نسبت می‌داد و برای خود هرگز سهمی قائل نمی‌شد. اعتراف به برخی قصور و اشتباهات و ابراز فروتنی در مقابل مردم، اخلاق همیشگی او بود؛ هر زمان وعده‌ای می‌داد، آن را محقق می‌کرد. در مواقعی که رنج و سختی‌هایی در جریان مبارزه و تحولات سیاسی به مردم وارد می شد، با ابراز همدردی، مکرّراً از آنان معذرت‌خواهی می‌کرد. در مقابل ابراز محبت و دوستی مردم، فروتنی پیشه‌ی او بود و از اینکه نمی‌توانست به تمامی درخواست‌هایشان پاسخ مثبت دهد، ابراز شرمندگی می‌کرد. در کمتر سخنرانی از او دیده شد که از مردم و صبر و مجاهدت‌های آنان تجلیل نکند و در مقابل آنان زبان به عذر تقصیر نگشاید و از تلاش‌ها و رشادت‌های مجاهدان ذکری به میان نیاورد. صداقت شهید نصرالله در بیان مسایل در حدی بود که حتی دشمنان نیز بدان معترف بودند و سخنان و وعده‌های او را صادق می‌دانستند. این صداقت و اعتماد متقابل توانمندی بزرگی را ایجاد کرده بود که همواره دشمنان با برنامه‌ریزی‌های مختلف در صدد خدشه‌دار ساختن آن بودند.
شهید نصرالله می‌گفت: «وقتی می‌رفتم سخنرانی می‌کردم و درس می‌دادم و مردم را تشویق می‌کردم تا فرزندانشان را به مقاومت بفرستند، پسر خودم هم در مقاومت بود. به همین خاطر احساس می‌کردم با خودم روراست هستم. یعنی وجدانم راحت بود. بالله (سبحانه‌وتعالی) نیز راحت بودم. من به مردم چیزی نمی‌گفتم که خودم به آن عمل نکرده باشم. اگر من به مردم می‌گفتم پسرهایتان را به مقاومت بفرستید، اما پسر خودم را نگه می‌داشتم، با خودم روراست نبودم.
بنابراین (از پیوستن پسرم به مقاومت) راضی بودم. یعنی حتی بالاتر از تأیید و عدم ممانعت. چون درون من این حس روراست بودن را به وجود آورد».

 

اعتماد به مردم در مسیر مبارزه
شهید حسن نصرالله معتمد مردم بود و او نیز اعتماد ویژه صمیمانه‌ای به مردم داشت که این اعتماد متقابل، سرمایه‌ی بزرگی برای ادامه‌ی مسیر پر‌مخاطره‌ی مبارزه بود. او در مناسبت‌های مختلف، با بیانی شیوا و ساده و تبیین شرایط و رویدادهای منطقه‌ای و بین‌المللی، حس میهن‌دوستی و مسئولیت‌پذیری را در میان مردم ترویج می‌کرد و با بیان امکانات و توانمندی‌ها در زمینه‌های مختلف بر افزایش اعتماد به‌نفس آنان در مسیر مبارزه اصرار داشت. سید‌حسن ملت لبنان را لایق دفاع و پیروزی معرفی می‌کرد و در عین حال معتقد بود که لبنانی‌ها ظرفیت دفاع از کشور خود را دارند و نباید از مسئولیت خود شانه خالی کنند. او با مخاطب قرار دادن آنان می‌گفت: «لیاقت داریم که پیروز شویم. پس باید پیروز بشویم. ما از مسئولیت شانه خالی نخواهیم کرد. ما به هیچ جا مهاجرت نمی‌کنیم. هیچ تابعیت دیگری نداریم. به هیچ وجه این خاک را ترک نمی‌کنیم. اگر جنگی به ما تحمیل شود همین‌جا می‌جنگیم و شهید می‌شویم. همین‌جا بمانیم، می‌مانیم، کشور نیز می‌ماند و مسیر منطقه را تغییر خواهیم داد. مسیر منطقه را عوض خواهیم کرد. مثل ایام جنگ جولای که مسیر منطقه را تغییر دادیم. همین لبنان کوچک مسیر منطقه را تغییر خواهد داد.»
 

مردم و نگرانی‌های شهید
مشکلات و گرفتاری‌های مردم، از دغدغه‌های همیشگی سید‌حسن نصرالله بود. بارها با کمال فروتنی در مواجهه با مردم از شرایطی که برای آنان در اثر تحولات سیاسی و مبارزاتی پدید می‌آمد عذرخواهی می‌کرد و همزمان کمک‌رسانی و رسیدگی به وضعیت معیشتی مردم، در اولویت برنامه‌های او قرار داشت. رنج مردم او را آزار می‌داد، تلاش داشت در جریان تحولات سیاسی و میدانی، تا آنجا که ممکن است مردم کم‌ترین آسیب را ببینند، در خطر نباشند و از خانه و کاشانه‌ی خود آواره نگردند. او با ابراز ناراحتی و عذرخواهی از مردم می‌گفت :«ما نگران مردمیم، همه‌ی مردم، از همه‌ی مناطق، استان‌ها و مذاهب، مردم ما هستند. جنگ که تمام شود اولین چالش ما، مهاجران و خانه‌های ویران خواهد بود و مردمانی که برمی‌گردند، اما خانه‌ای ندارند. می‌خواهیم مردم در خیابان‌ها نمانند». او در سخان خود با کمال فروتنی از صبر و تحمل آنان به نیکی یاد می‌کرد و آن را مایه‌ی افتخار و عزّت می‌دانست: «هفت سال ما می‌جنگیدیم و از مردم‌مان حتی یک گلایه نشیندیم تا چه رسد به یک اعتراض. هیچ گلایه یا کلمه‌ای مبنی بر دل‌زدگی، خستگی یا ناراحتی نشنیدیم. بلکه تأیید، آغوش‌گشایی، انگیزه و آمادگی ادامه‌دادن نبرد افزایش می‌یافت. این یک واقعیت است». سید حسن با آنکه خود پدر شهید بود، شرایط و وضعیت خانواده‌های شهدا، دغدغه‌ی دائمی او بود و از هر فرصتی برای ابراز همدردی و رسیدگی به امور آنان استفاده می‌کرد و از آنان به عنوان اسطوره‌های صبر و مقاومت که نزد خدا جایگاه رفیع و اجری وسیع خواهند داشت یاد می‌کرد. خود را متعهد و مقیّد به حضور در میان مردم و خانواده‌های شهدا می‌دانست و در کلیه‌ی مراسم بزرگداشت آنان شرکت و به امور آنان رسیدگی و خاضعانه از مردم، شهدا، خانواده‌های مصیبت‌دیده دلجویی و تفقد می‌نمود. دغدغه‌های مردم، نگرانی‌های دائم او بود.
در این باب هر چه گفته شود، حق آن شهید ادا نمی‌گردد. بدین لحاظ بر این رهبر شهید و مردمی که با اهدای جان خویش، بر عهد صادقانه‌ی خود با مردم شجاعانه ایستاد و اگر چه توسط بدترین مخلوقات روی زمین شهید شد، امّا به عزیزترین فرد در میان امّت اسلامی تبدیل شد، هزاران بار درود میفرستیم و علوّ درجات او را از خداوند بزرگ مسئلت داریم.

«سلام علیک یوم ولدت و یوم استشهدت و یوم تبعث حیا».

Template Design:Dima Group